مرضيه محمدزاده

1045

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

ايرج ميرزا جلال الممالك ، ايرج ميرزا پسر صدر الشعراء غلامحسين ميرزا از نوادگان فتحعليشاه قاجار بود . در سال 1291 ه . ق . در تبريز متولد شد . وى به زبان‌هاى فارسى و عربى و فرانسوى تسلّط داشت ، و روسى و تركى را نيز مىدانست ، و خط را خوب مىنوشت . تحصيلاتش در مدرسه‌ى دار الفنون تبريز صورت گرفت و در نوزده سالگى هنگام وليعهدى مظفر الدّين شاه ( 1314 - 1324 ه ) لقب « صدر الشعراء » گرفت ليكن به زودى از شاعرى در دربار كناره گرفت و به خدمات دولتى مختلفى پرداخت . وى علاوه بر شاعرى ، دبيرى توانا و منشى و كاتبى چيره‌دست بوده است « 1 » . در سال 1337 ه ق به پيشكارى ماليه‌ى خراسان فرستاده شد . دوران اقامت او در خراسان بارورترين دوران فعاليت ادبى اوست . وى به انتقاد اجتماعى و عيبجويى از عادت‌هاى زشت و رسم‌هاى نامناسب و اشتباهات سياسى رجال ايران مىپردازد و آنچه را كه موجب تيره‌بختى مردم مىداند بازگو مىكند . شعر ايرج ميرزا ساده و روان و مشتمل بر مفردات و تعبيرات عاميانه است . اطلاع او از ادبيات ملل مختلف و تأثيرى كه از محيط متغيّر و انقلابى عهد خود پذيرفته بود او را وادار كرد تا روش قديم را رها كند و خود سبكى خاص پديد آورد . در اين شيوه افكار او و مضامينى كه گاه از ادبيات خارجى اقتباس شده و گاه مخلوق انديشه‌ى شاعرست شامل مسائل مختلف اجتماعى و هزليات و شوخىهاى نيش‌دار به زبان ساده بيان شده است « 2 » . - * - رسم است هر كه داغ جوان ديد ، دوستان * رأفت بَرند حالتِ آن داغديده را يك دوست زير بازوى او گيرد از وفا * وان يك ز چهره پاك كند اشك ديده را آن ديگرى برو بفشاند گلاب و شهد * تا تقويت كند دلِ محنت چشيده را يك جمع دَعوتش به گل و بوستان كنند * تا بر كنندش از دل خارِ خليده را جمع دگر براى تسلّاى او دهند * شرحِ سياهكارى چرخ خميده را القصّه هركسى به طريقى ز روىِ مهر * تسكين دهد مصيبتِ بر وى رسيده را ؟ آيا كه داد تسليّتِ خاطر حسين * چون ديد نعشِ اكبرِ در خون تپيده را ؟ آيا كه غم‌گسارى و اندُه بَرى نمود * ليلاىِ داغ ديده‌ى زحمت كشيده را بعد از پسر ، دل پدر آماجِ تير شد * آتش زدند لانه‌ى مرغِ پريده را « 3 » * * * سرگشته بانوان وسطِ آتش خيام * چون در ميان آب ، نقوشِ ستاره‌ها اطفالِ خردسال ز اطراف خيمه‌ها * هرسو دوان چو از دل آتش ، شراره‌ها غير از جگر كه دسترس اشقيا نبود * چيزى نماند در برِ ايشان ز پاره‌ها

--> ( 1 ) - تحقيق در احوال و آثار ايرج ميرزا ؛ محمد جعفر محجوب با تلخيص . ( 2 ) - گنجينه نياكان ؛ ص 3 و 11 . ( 3 ) - ديوان ايرج ميرزا ؛ ص 166 .